|
|
|
 |
یکشنبه بیست و سوم دی 1386 |
 |
 |
{ گوشه ای از عفاف عاشورایی } |
 |
| |
کرامت انساني زن، در سايه عفاف او تامين ميشود. حجاب نيز يکي از احکام ديني است که براي حفظ و پاکدامني زن و نيز حفظ جامعه از آلودگيهاي اخلاقي تشريع شده است. نهضت عاشورا براي احياي ارزشهاي ديني بود. در سايه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نيز جايگاه خود را يافت و امام حسين عليهالسلام و زينب کبري و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خويش، يادآور اين گوهر ناب گشتند. براي زنان، زينب کبري و خاندان امام حسين عليهالسلام الگوي حجاب و عفاف است. اينان در عين مشارکت در حماسه عظيم و اداي رسالت حساس و خطير اجتماعي، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.
حسين بن علي عليهماالسلام به خواهران خويش و به دخترش، فاطمه، توصيه فرمود که اگر من کشته شوم، گريبان چاک نزنيد، صورت مخراشيد و سخنان ناروا و نکوهيده مگوييد. (1) اينگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنهها و رفتار آنان بود.
در آخرين لحظات، وقتي آن حضرت صداي گريه بلند دخترانش را شنيد برادرش عباس و پسرش علي اکبر را فرستاد که آنان را به صبوري و مراعات آرامش دعوت کنند. (2)
رفتار توام با عفاف و رعايت حجاب همسران و دختران شهداي کربلا و حضرت زينب، نمونه عملي متانت بانوي اسلام بود. امام سجاد عليهالسلام نيز تا ميتوانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زياد گفت: مرد مسلمان و پاکدامني را همراه اين زنان بفرست، اگر اهل تقوايي! (3)
به نقل شيخ مفيد: پس از کشته شدن امام حسين عليهالسلام وقتي گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فرياد زدند و گريستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسيله آنان خود را بپوشانند. (4)
به نقل سيد بن طاووس، شب عاشورا امام حسين عليهالسلام در گفت و گو با خانوادهاش آنان را به حجاب و عفاف و خويشتنداري توصيه کرد. (5) روز عاشورا وقتي زينب کبري، بيطاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت اين گروه را نسبت به ما دراز مکن. (6)
در حادثه حمله دشمن به خيمهها و غارت آنچه آنجا بود، زني از بني بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: اي آل بکر بن وائل! آيا دختران پيامبر را غارت ميکنند و جامههايشان را ميبرند و شما مينگريد؟ (7)
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حريم عفاف و حجاب اهلبيت پيامبر تا آنجا که ميشود، حفظ و رعايت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسيران گفت: وقتي ما را وارد شهر دمشق ميکنيد از دري وارد کنيد که تماشاچي کمتري داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهاي شهدا را از ميان کجاوههاي اهلبيت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در اين حال تماشا کردند، خوار شديم.! (8)
از اعتراضهاي شديد حضرت زينب عليهاالسلام به يزيد، اين بود که: اي يزيد! آيا از عدالت است که کنيزان خود را در حرمسرا پوشيده نگاه داشتهاي و دختران پيامبر را به صورت اسير شهر به شهر ميگرداني، حجاب آنها را هتک کرده، چهرههايشان را در معرض ديد همگان قرار دادهاي که دور و نزديک به صورت آنان نگاه ميکنند؟! (9)
هدف از نقل اين نمونهها نشان دادن اين نکته است که هم خاندان امام حسين عليهالسلام، نسبت به حجاب و عفاف خويش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در اين که حريم حرمت عترت پيامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشاي مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد ميکردند.
با آن که زيردست دشمن بودند و داغدار و مصيبتزده از منزلي به منزلي و از شهري به شهري و از درباري به درباري آنان را ميبردند، با نهايت دقت، نسبت به حفظ شان و مرتبه يک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نيز سخنرانيهاي افشارگرانه و انجام رسالت و تبيين و دفاع از اهداف شهدا باز نميماندند. حرکت اجتماعي سياسي، در عين مراعات حجاب و عفاف. و اين درسي براي بانوان در همه دورانها و همه شرايط است.
پينوشتها: 1- موسوعة کلمات الامام الحسين، ص 406. 2- وقعة الطف، ص 206. 3- تاريخ طبري، ج 4، ص 350. 4- ارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 113. 5- الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 142. 6- الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 151. 7- همان، ص 181. 8- همان، ص 142. 9- همان، ص 218. منبع: پيامهاي عاشورا، جواد محدثي
|
|
|
|
|
| |
|
|
حسین صمدزاده |
[7 بعد از ظهر] [+] |
|
|
|
|
| |
بانوی آسمانیسلام بر تو ای بانوی آسمان مهر و کرامت علوی " اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه "
|

معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت . معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن . معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن . معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد . معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است . معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.
|
|
|
|
|
|
|